|
ضرب المثلهايي در مورد ازدواج
|
|
|
هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشمهايت ( ضرب المثل) مردي كه به خاطر پول زن ميگيرد، به نوكري مي رود. ( چيني) لياقت داماد، به قدرت بازوي اوست. ( يوناني) زن عاقل با داماد بي پول خوب ميسازد ( انگليسي) داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت. ( لهستاني) دختر عاقل، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح ميدهد( ايتاليايي) داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي ( فرانسوي) درباره مادر عروس تحقيق كن 0 آذربايجاني) براي يافتن زن مي ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني( چيني) اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در درست بگير ( اسپانيايي) اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار( تركي) ازدواج مقدس ترين قرارداد ها محسوب ميشود( ماري آمپر) ازدواج كردن و ازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است. ( سقراط) ازدواج مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود با زني ازدواج كنيد كه اگر مرد بود، بهترين دوست شما مي شد. ( بردون) با همسر خود يك كتاب رفتار كنيد و فصل هاي خسته كننده او را اصلا نخواندي.( سوني اسمارت) براي يك زندگي سعادتمندانه ، مرد بايد كر باشد و زن لال ( سروانتس) تا يك سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتي هاي يكديگر را نمي بينند.(اسمايلز) پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آن ها را ببنديد. (فرانكلين) خانه بدون زن ، گورستان است. ( بالزاك) تنها علاج عشق، ازدواج است. ( آرت بوخوالد)
بقیه در ادامه مطلب>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
ادامه مطلب |
|
سه شنبه پانزدهم دی 1388 |
|
|
| |
|
اندکی مکث...
|
|
|
زن عشق می كارد و كینه درو می كند...
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...
می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ....
برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج كنی ...
در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی...
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر .....
 دکتر علی شریعتی
|
|
پنجشنبه پنجم شهریور 1388 |
|
|
| |
|
عشق پاک
|
|
|
میگویند:
مردی دختر سه ساله ای داشت . روزی مرد به خانه امد و دید كه دخترش گران ترین كاغذ زرورق كتابخانه اورا برای آرایش یك جعبه كودكانه هدر داده است . مرد دخترش را به خاطر اینكه كاغذ زرورق گرانبهایش را یه هدر داده است تنبیه كرد و دخترك آن شب را با گریه به بستر رفت وخوابید . روز بعد مرد وقتی از خواب بیدار شد دید دخترش بالای سرش نشسته است و ان جعبه زرورق شده را به سمت او دراز كرده است .مرد تازه متوجه شد كه آن روز ،روز تولش است و دخترش زرورق ها رابرای هدیه تولدش مصرف كرده است . او با شرمندگی دخترش رابوسید و جعبه رااز او گرفت و در جعبه را باز كرد اما با كمال تعجب دید كه جعبه خالی است مرد بار دیگر عصبانی شد به دخترش گفت كه جعبه خالی هدیه نیست وباید چیزی درون آن قرار داد . اما دخترك با تعجب به پدر خیره شد وبه او گفت كه نزدیك به هزار بوسه در داخل جعبه قرار داده است تا هر وقت دلتنگ شدباباز كردن جعبه یكی از این بوسه ها را مصرف كند 

پدر آن جعبه را همیشه همراه خودداشت و هرروز كه دلش می گرفت درب آن جعبه راباز می كرد وبه طرز عجیبی آرام می شد. هدیه كار خود را كرده بود.
|
|
جمعه سی ام مرداد 1388 |
|
|
| |